علاء الدوله سمنانى
مقدمه 22
مصنفات فارسى ( فارسى )
در خانقاه سكاكيه ، يعنى در نخستين سالهايى كه به سير و سلوك پرداخته بوده ، تأليف كرده است . اين رساله بنا به گفتهء مؤلف در حضور متقاضى به سال 687 هجرى تأليف شده و نخستين رسالهاى بوده كه به بند كتابت كشيده است . ساخت رسالهء مذكور نيز مؤيد اين است كه نويسنده به تازگى شروع به تأليف و تصنيف كرده است ، زيرا قسمتى از رساله را به بحث دربارهء رباعىاى از على لالا و شرح حديث قدسى « كنت كنزا مخفيا . . . » اختصاص داده و خود متوجه عدم ارتباط موضوع با سماع شده و در جايى از رساله گفته است : « ما را سخن با سر سماع است خود ناگاه به كوچهء ديگر بيرون افتاديم » « 11 » . به هر گونه ، سمنانى در اين رسالهء مختصر چندان به جزئيات سماع و شرائط و آداب آن در خانقاه توجه نداده است . او با آنكه در گفتار مورد بحث از ابو طالب مكى و ابو حامد غزالى متأثر است به اين نكته اشاره دارد كه سلوك بنفسه ، اقبال از سماع را التزام مىكند و ليكن اين جواز كلى نبايد سالكان را وادارد كه نظر ابو حنيفه را در خصوص تحريم سماع ، و راى شافعى را در مورد مباح دانستن آن بد تفسير كنند ؛ زيرا تحريم ابو حنيفه سماع را به جهت عوام بوده است و مباح دانستن شافعى به لحاظ خواص . اين مباحث دربارهء سماع مانندگى دارد به آراى ابو طالب مكى در قوت القلوب ، و نظرهاى محمد غزالى در احيا ، كه سمنانى احيا و قوت القلوب را پيش از آنكه با اسفراينى آشنا شود خوانده بوده و بر طبق آن دو كتاب سير و سلوك مىكرده است . همچنانكه ياد كردم ، سمنانى در اين رساله به نكتههاى جزئى دربارهء سماع نپرداخته و از آداب و شرطهاى آن سخن نگفته است و ليكن در سالهاى بعد كه به تأليف ما لا بد منه فى الدين اهتمام كرده ، باب ششم رسالهء مزبور را به سماع و آداب و شرائط آن اختصاص داده است و به بسيارى از دقايق سماع توجه كرده و حتى نوع اشعارى را كه بايد قوال به هنگام سماع در خانقاه بخواند يا نخواند متذكر شده است . ازاينرو اين رسالهء پير سمنان
--> ( 11 ) . سر سماع ، بند 6